خرید بک لینک
سلام به همگی بازم این مارال بد قول اومد اصلا نمیدونم چرا اینقدر زمان داره سریع میگذره. منتظر چند تا خبر بودم که برسن و بعد بیام باهاتون تقسیم کنم کل خوشحالیم رو که فعلا تا یه جایی پیش رفتن و دیگه هنوز به نتیجه نهایی ن سیدن. این از اینا و از طرف دیگه

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1396 ساعت: 10:56

خب رسیدیم به وسط هفته و برای من یه هفته پربار و پر انرژی بوده تا اینجا امیدوارم برای همه دوستان همینطور باشه. یکشنبه عصر با استادم جلسه داشتم و خدا رو شکر داریم به تفاهم میرسیم کم کم یه مدت بود کلا فشار زیادی میآورد و بازدهی من رو پایین آورده بود ا

برچسب: پرانرژی, نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 2:08

این پست یا بهتره بگم پستی که منتشر نشد قرار بود یه جور دیگه باشه پر از اتفاقات و گلایه ها بعدش گفتم خب آخه به جز اینکه اعصاب خواننده ها رو هم بهم بریزه و حتی وقتشون رو تلف کنه چه فایده ای داره. یهو به ذهنم رسید بیام از نتایجی که گرفتیم بگم اینطوری هم

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت: 2:29

این روزها شلوغ هستند مثه خیلی از روزهای گذشته ولی ما همون مارال و آلنی گذشته نیستیم این روزها هردومون حس میکنیم در اوج روزهای شلوغمون ما عین قبل نیستیم ما بزرگ شدیم ما بهتر این روزها رو مدیریت میکنیم ما این روزهای شلوغ شاد هستیم ما این روزها آروم

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: سه شنبه 2 آبان 1396 ساعت: 10:00

سلام دوستان به به چقدر هوا خوب شده کلی کیف میکنم شبها پنجره رو باز میزاریم و لحاف زمستونی میکشیم صبح ها ساعت شش و نیم با نور آفتاب که از پنجره میتابه بیدار میشم یه نگاه به دور و برم میندازم همه چیز تغییر کرده اتاق خواب خونه و یادم میاد که اومدیم خونه

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: سه شنبه 2 آبان 1396 ساعت: 10:00

هوا ابری و بارونیه خونه تاریک چراغ ها رو خاموش کردم آلنی خوابیده منم دراز کشیدم. خونه در حدی هست که بشه گفت کامل مرتب شده و آرامش جاریه. بوی ملافه های شسته شده میاد و بوی قیمه ای که برای ناهار پخته بودم. همه جا ساکت و آروم منم مشغول نت گردی بودم که ی

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: سه شنبه 2 آبان 1396 ساعت: 10:00

عصر جمعه چهاردهم مهر برای اولین بار در پاییز امسال رفتیم پیاده روی عصرگاهی قبلش من حالم خوب نبود و درد داشتم رفتیم گشتیم و حالم خوب شده بود و خوشحال بودم. کلی کافه کشف کردیم و باید یکی یکی شروع کنیم به کشف کردنشان تا پاتوقمان در محله جدید رو شناسایی

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: سه شنبه 2 آبان 1396 ساعت: 10:00

سلام سلام صد تا سلام به دوستان خوبم ببخشید که باز منتظرتون گذاشتم عرضم خدمتتان که منتظر همچین شنبه ای بودم آخر هفته ای که گذشت خیلی سورپرایز گونه مهمون داشتیم و چقدر هم چسبید. داداشم یه کار اداری داشت تهران دوشنبه شب آخر وقت گفت این هفته یا هفته بعد

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: سه شنبه 2 آبان 1396 ساعت: 10:00

صفحه بندی